تبليغاتX
كلك‌پيرا
روز چهارشنبه ۲۹ شهریور از صبح تا عصر در دانشگاه تهران خبرایی هست:

قراره در طی یک هم اندیشی به بحث دیگری در نگاه پساساختگرا از دیدگاه لاکان - دریدا - فوکو ... و دیگر صاحبنظران پرداخته شود.

از جمله سخنرانان دکتر نجومیان و دکتر احمدزاده هستند.

موضوع سخنرانی:

دیگری از نگاه خودی

مجموعه سخنرانیهای نقد تحلیلی

چهارشنبه و پنجشنبه در دانشگاه تهران - دانشکده زبانهای خارجی - واقع در امیرآباد شمالی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 11:8  توسط فرزانه دوستی  | 

III- WITCH

ساحره

 

قابله ها، زنان درمانگر، و زنان خردمند در جوامع بدوی از احترام بسیار برخوردار بودند. در اروپای قرون وسطی ، قابله ها به دانش داروسازی پیچیده و پر تجربه ای از گیاهان دارویی طبیعی دست پیدا کرده بودند و به مداوای بیماران می پرداختند. اما با سازمان یافتن تدریجی نهادهای ویژه طبابت ، زنان در این مجموعه راهی پیدا نکردند و خود بخود کنار گذاشته شدند. در کتاب Malleaus Maleficarum، نوشته به سال 1486 میلادی که در واقع کتابچه راهنمای نحوه شکار ساحره ها به شمار می آمد، امده است «اگر زنی بدون مطالعه در علم طب، جسارت به مداوای بیماران کند، یک ساحره است و باید هلاک شود». اما از آنجا که زنها تا پیش از اواخر قرن نوزدهم مجاز به تحصیل طب نبودند، بدیهی است که مطالعه طب نیز بر آنان حرام بوده است. در قرن شانزدهم میلادی حرکتی رسمی مبنی بر انهدام جادوگری و جادوگران آغاز گردید، که به متعاقب آن هر زن غیرعادی که در زمره منحرفین دسته بندی می شد محکوم و ناگزیر از شکنجه و مرگ بود. مری دالی در کتاب Gyn/Ecology این دوران را دورانی «بی رحم» توصیف می کند که هدفی جز پاکسازی جامعه از زنانی که خارج از حیطه قدرت مردسالارانه زندگی می کرده اند – چون پیردخترها و مطلقه ها – نداشته است. در متن اجتماعی امروزه، این اصلاح بسیاری از معانی مغرضانه و شوم خود را از دست داده است. رواج مذهب «ویکا» wicca که ادعای اصلی آن برپایی اصل تسلط زنانه است، از سوی بسیاری پذیرفته شده است و در حوضه مطالعات فمنیسم نیز «ساحره» بعنوان قهرمان طغیان زنانه بحساب می آید. همانگونه که در مقاله الن سیکسو و کاترین کلمنت با عنوان «آن مقصر» آمده است «ساحره ... فضای غیرقابل سکونت مسیحیت خفقان آور را تغییر داده است».

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 12:10  توسط فرزانه دوستی  | 

 گزارش: فرنگیس قادری

 

معاونت علمي _پژوهشي فرهنگستان هنر كارگاه يك روزه اي را با عنوان "نقد تكويني" با حضور آقايان دكتر بهمن نامور مطلق و دكتر الله شكر اسداللهي در تاریخ پنج شنبه 9 شهريورماه 1385از ساعت 10 تا 16 در مجموعه هنر پژوهي ساعي واقع در ضلع جنوبي پارك ساعي برگزار كرد.ابتدا مباحث عمومي درباره ي نقد تكويني مطرح شد   و صاحبنظران به تعريف آن پرداختند. نقد تكويني سرچشمه ها و فرايند زايش و تكوين يك اثر را مورد مطالعه قرار مي دهد و به همين مناسبت آن را جنين شناسي اثر نيز ناميده اند. نقد تكويني از نقدهايي است كه در قرن بيستم و به ويژه در نيمه ي دوم قرن بيستم و فضاي فكري و هنري آن هنگام شكل گرفت و از نقدهاي نو محسوب ميشود. ژان ايو تاديه از بزرگترين منتقدان معاصر در كتاب خود با عنوان "نقد ادبي در قرن بيستم"به بررسي ده نقد مهمي كه در قرن بيستم شكل گرفته اند پرداخته و نقد تكويني را به عنوان دهمين و آخرين نقد مورد بررسي و مطالعه قرار داده است. البته بررسی نسخ خطي و چگونگي شكل گيري اثر به شكل سنتي در اثر كاوي تاريخي philology كه در گذشته بسيار مرسوم بود مورد توجه این مکتب قرار گرفته است، اما تفاوت اساسي و عميق نقد تكويني با اين نقد اينست كه نه تنها تكوين متن بررسي ميشود بلكه چگونگي اين تكوين نيز تحليل و آناليز ميشود. سالهاي 1970 و 1980 كه سالهاي ظهور اين نقد است سالهاي گذار ساختگرايي به پسا ساختگرايي نيز بود از اينرو این نقد داراي خصوصيات هر دو است ولي بیشتر منتقدان آنرا دستاورد ساختگرايان مي دانند هرچند كه در عمل راه و روش ان به كلي با راه و روش اين محققان متفاوت ميباشد  زيرا ساختگرايي به ثبات متن معتقد است و نمي كوشد تا با جستجو در متن و تجزيه و تحليل ان نانوشته ها را بخواند  و خط فكري نويسنده را دنبال كند بلكه صرفا ساختار و شكل متن را بررسي ميكند .اما نقد ژنتيكي متن را ثابت و مرده نمي انگارد و بيشتر ظرايف انرا در نظر دارد و با چند بار خواندن نسخه هاي خطي به گفته ها و نا گفته هاي ناتمام برميخورد و سعي دارد تمام جهات فكري نويسنده اثر را از لابلاي خطوط نوشته شده قلم خوردگي ها گفتار ناتمام  بي پايان  و حذف و اضافاتي كه در حين نوشتن رخ داده است  دنبال كند. يعني به جاي بررسي زبانشناختي متن ثابت  آنرا دوباره از ابعاد گوناگون به حركت واميدارد و به آن پويايي بخشيده و متن هاي متعددي از آن مي آفريند. به عبارتي از یک نوشته نوشته ها، از یک جمله، جمله ها و از متن، متن ها ميسازد. هر آنچه كه مربوط  به خلق اثر باشد به نقد تكويني مرتبط است از خلاقيت هاي هنري گرفته تا فلسفي وعلمي. در واقع در موضوع شناسي اين نقد هر آنچه كه خلق ميشود مورد مطالعه نقد تكويني است و محدود به تكوين آثار هنري نمي شود. در اين نقد متن به پنج دسته تقسيم ميشود:

1- متن نهايي كه متني ست كه در نهايت در دست خواننده قرار ميگرد.

2- پيشامتن ها كه متن هايي هستند كه با كامل شدنشان متن نهايي بدست مي آيد.

3- پيرا متن ها كه سفرها يا اتفاقاتي ست كه در حين نوشتن اثري براي نويسنده پيش مي آيد.

 

پيرامتن ها انواع و تقسيم بندي هاي مختلف دارند:

الف- برخی ارادي هستند مثلا مسافرت به جايي

ب- برخی غير اراي اند همچون مرگ يكي از عزيزان نويسنده در حين نوشتن.

4- فرامتن ها كه كليه اسناد و مداركي هستند كه به توضيح و تفسير پيشامتن ها و پيرامتن ها مي پردازند و خود به دو گونه ي مولفي و غير مولفي تقسيم ميشوند.

5-پيش متن ها كه  كليه ي متن ها يي هستند كه كه نويسنده يا مولف از آنها الهام گرفته اند و تفاوتش با پيشامتن اين است كه مستقل اند و بيشتر اوقات متعلق به ديگر نويسندگان اند.اين نقد مواد و عناصري را مهيا ميكند كه علاوه بر استفاده ي آموزش هنري نقدهاي ديگر نيز از آن بهره خواهند برد.

نقد تكويني  از جديدترين كشفيات علمي مانند ليزر و كربن 14 براي مطالعه استفاده ميكند. مثلا با استفاده از ليزر روي بوم تشخيص مي دهند كه طرح اوليه نقاشي چه بوده كه در نهايت به فهم اثر بسيار كمك ميكند. منتقد بايد تمام صحنه هاي از بين رفته را دوباره بازسازي كند و در واقع بايد بدنبال زمان و مكانهاي گمشده باشد. خط خوردگي ها در فهم متن سيار مهم اند. منتقد بايد به نحوه قلم خوردگي  كيفيت قلم خوردگي ها (خط خوردگي ساده، رمزآلود، مورب، علامت ضربدر، هاشور، روي هم نويسي و لاك گيري)، محل قلم خوردگي و طبيعت خط خوردگي ها (املايي، آوايي، معاني ، بيان وعنوان بندي) و خط خوردگي هاي تحميلي و اجباري (سانسور) توجه كند و لايه هاي معني را بيابد .اما برتري اين نقد چيست؟

1- اين نقد بخشي از اسرار و رازهاي يك اثر را برملا ميكند كه  ديگر نقدها نمي توانند.

2- نقد تكويني كاركرد آموزشي دارد يعني در آموزش ميتواند بسيار مفيد باشد.

3- آفرينش ادبي را تشريح ميكند و مشخص ميكند منابع الهام  كجا بوده اند

4- ثابت ميكند كه خلق اثر يك فرايند است نه محصولي  آني.

5- نقدهاي ديگر به شدت به نقد تكويني نيازمندند. در روش شناسي اين  نقد ابتدا بايستي اسناد كه شامل پيشامتن ها، اسناد نوشتاري و تصويري است را گرداوري كرد وسپس به بررسي انها بكمك ليزر و كربن 14 پرداخت. سپس اسناد را بايد بشکل زماني chronological و يا تماتيك thematic بررسي كرد. البته پياده كردن اين نقد در كشور ما به دو دليل بسيار مشكل است:  اول اينكه در فرهنگهاي غرب واهمه اي از نشان دادن و برهنه كردن پيشا متن ها ندارند اما در فرهنگهايي مثل فرهنگ ما دايره محرميت نويسنده خيلي بزرگ است و نويسندگان از نشان دادن پيشامتن هايشان واهمه دارند و مي پندارند با نشان دادن آنها ارزش كارشان پايين مي آيد. و دوم اينكه هيچ گونه سازمان يا موسسه اي براي گرداوري و حفظ دست نوشته هاي نويسندگان بزرگ وجود ندارد كه در نتيجه تحقيق در اين زمينه را مشكل ميكند زيرا نسخه هاي خطي اسرار نهفته اي را در خود جاي مي دهند. در پايان جلسه يك ساعت به  پرسش و پاسخ اختصاص داده شد و حاضران سوالات خود را از سخنرانان پرسيدند. 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 23:18  توسط فرنگیس قادری  | 

II- Advertising

تبلیغات

 

تبلیغات به بیانی ساده عبارت است از فرایندی که در طول آن مردم به خرید کالا تشویق شده و به مصرف کننده تبدیل می شوند. بنابراین، برای هرچه موثرتر بودن تبلیغات، چاره ای نیست جز همراه کردن محصول با مفاهیم و معانی  که بسیار فراتر از کاربرد ساده آن و گاه نامربوط به کارکرد واقعی آن بنظر می آیند. در واقع، تبلیغات هم بیان کننده باورهای ایدئولوژیک حاکم در یک فرهنگ است، و هم ابزاری است که بوسیله آن به ادامه برخی باورها در جامعه دامن زده می شود. (منظور از ایدئولوژی حاکم بر فرهنگ جامعه، به گفته مارکسیستها، باورها و فرهنگ ظاهری است که ریشه در بنیادهای اقتصادی سازنده هر جامعه دارد – زیرساختهایی که عملا در خدمت اقلیت صاحب سرمایه می باشند و حتی باورهای جامعه را به شکلی نامحسوس تعیین می کنند).

 

اما فمنیستها بر این باورند که تبلیغات ذاتا جنسیتی (sexist) - یعنی قائل به تبعیض جنسی است. تبلیغات معمولا زنها را به شکل کلیشه و همگون و بدون قدرت اعتراض نشان می دهد که خود باعث محدود شدن چهره  زنان در سایر بخشهای فرهنگی می شود. بعلاوه، حقیقت آن که زن در تبلیغات بشکلی تصویر می شود که باور کند دچار نوعی کمبود یا فقدان است و در نتیجه زنها را بسمت نوعی زندگی مصرفی هدایت می کند که بکوشد خود را به الگوی زن آرمانی نزدیک کند، و تبدیل شدن به این آرمان-زن در تبلیغات ممکن نیست مگر با تغییر الگوی زندگی و ظاهر فردی از طریق خرید بی رویه کالاهای آرایشی و مصرفی. نائومی ولف در کتاب اسطوره زیبایی[1] خود می نویسد: «تبلیغات زنها را هدف گرفته است و می کوشد اعتماد بنفس ما را هرچه پائین تر آورد». با اینکه .لف بعدها ادعا کرده است که تبلیغات بسمت تصویر سلطه زن در همه صحنه های اجتماع تغییر جهت داده است، اما این مقوله همچنان جای بحث دارد.



[1]  The Beauty Myth

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 11:17  توسط فرزانه دوستی  | 

HOME
.jpg" border="0">
ABOUT EMAIL کارنامک حآمیم: مشق شعر کلک پیرا: تاملات ف دال درباره ادبیات، هنر، نقد و جهانی که دارد کوچک می شود تصویرسازی، نقاشی، و عکاسی های ف دال THRESHOLD QUARTERLY Venus and Adonis

همه حقوق اين وبلاگ متعلق به ف. دال و کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع ممكن است .

All Rights Reserved 2005-2008 © by Farzaneh Doosti outsider.blogfa.com