(پیش از هرچیز باید از اختلالی که در برنامه ریزی و ارائه مطالب به موقع در وبلاگ پیش امده عذر خواهی کنیم. که پیش از هر چیز بدلیل گرفتاریهای ترم جدید تحصیلی و دردسر پایان نامه هاست. امیدواریم در آینده خوش قول تر از این عمل کنیم)
روز یکشنبه 16 مهرماه 1385 و به مناسبت روز جهانی کودک در فرهنگستان هنر شاهد برگزاری دو جلسه سخنرانی متوالی پیرامون «تصویرگری در کتاب کودک و نوجوان» بودیم.
سخنران اول خانم دکتر رهبرنیا استاد دانشگاه الزهرا بودند که ساعتی در باب «تعامل ادبیات و نقاشی در ادبیات کودک» صحبت کردند. ایشان ضمن تعریف مفهوم و کاربرد کلمه تصویر سازی، این دانش را در ارتباط تنگاتنگ و نشات گرفته از ادبیات و متکی بر آن دانستند. به گفته ایشان، از مهمترین وجوه اشتراک هنرهای تجسمی مثل نقاشی، گرافیک، و تصیور سازی جنبه تصویری بودن آنهاست که در این میان تصویر سازی قطعا با پشتوانه ادبی شکل می گیرد. ضمن این که «تصویر سازی» حرکتی بینارشته ای و بینا متنی است که نقاشی و گرافیک را به هم می پیوندد. تصویرسازی جنبه های طراحی layout را وامدار گرافیک، و جنبه های روایی و تصویری خود را مرهون هنر نقاشی است، گرچه هیچکدام از آن دو دیگر نیست.
تفاوت دیگر تصویرسازی با هنر گرافیک که رابطه ای تنگاتنگ با ادبیت آن هم دارد آن که، محصول گرافیکی قرار است تاثیری آنی، گذرا و لحظه ای بر روی رهگذری بگذارد که فرصت ایستادن و تامل ندارد. گرافیک مقطع زمانی دارد، یعنی در همان کیفیت دوره مدرن حرکت کرده و از آن فراتر نمی رود، تاریخ مصرف دارد و دیگر بدان رجوع نمی شود. تصویرسازی ولی قرار است بطور مکرر توسط کودک یا قشر مخاطب خود مرور شود و در خاطر بماند. تاثیر تصویر سازی ماندگار است و به زمان و مکان هم محدود نمی شود. از این روست که در گرافیک از رنگهای پرکنتراست، درخشان، بیانگرا، سطوح بزرگ رنگ و ... استفاده می شود در حالیکه تصویرسازی تمام ظرائف یک نقاشی پرجزئیات را داراست.
همچنین، تصویر سازی در تاریخ پیدایش خود خاصیت و کارکرد روایی داشته است، مانند کمیک استریپ های امریکایی، و بنابراین تمام خصوصیات قصه گویی و روایت گری را داراست.
تصویرسازی در ایران
تاریخ تصویرسازی در ایران به سده سوم میلادی باز می گردد. البته باید میان کتاب تصویری و کتاب مصور تفاوت قائل شد. کتاب تصویری از قدیم الایام وجود داشته و حتی تصویر گاه به تمامی جای متن را هم می گرفته و کارکرد روایی داشته است. اما کتاب مصور در ایران و دنیا بشدت متکی بر متون ادبی بوده است. از جمله آثار ادبی مصور در ایران می توان به خمسه نظامی – هفت پیکر – مخزن الاسرار – لیلی و مجنون و حافظ اشاره کرد. در ایران کهن به این دانش «کتاب آرایی» می گفتند که برای خود فرایندی پیچیده و مرکب با حضور افراد مختلف از کتاب آرایان، خطاطان، نقاشان، صحافان و ... بوده است.
در ایران معاصر تصویرسازی بشکل مدون از 1368 تا به امروز و بشکل برگزاری پنج دوره دوسالانه تصویرسازی کودک و نوجوان برگزار شده است که چندان هم جدی گرفته نشده. و شاید علت رکود و گسترش نیافتن آن بشکل علمی خود آن است که هنوز جایگاه درست خود را در کشور پیدا نکرده است. این در حالی است که در کشورهای اروپایی حدود بیش از هشاتد رشته فقط در مقطع کارشناسی تصویرسازی با توجه به مخاطبان گوناگون خود وجود دارد و رابطه ای تنگاتنگ با رشته های ارتباط تصویری دارد.
سخنران دوم، دکتر فرزان سجودی بودند که به بررسی نشانه شناختی تصویرگری در ادبیات کودک و نوجوان ضمن بررسی عینی دو کتاب نمونه کودک پرداختند.
ایشان ابتدا به تقابل دوگانه دو گفتمان نوشتار / تصویر در تاریخ ادبیات – هنر و تصویرگری اشاره داشتند که در این جدال همواره نوشتار مسلط بوده است و تصویر در مقابل نوشته بازیچه، کاری حسی و غیر جدی محسوب می شده است.
از این روست که لیوتار در کتاب «فیگور و گفتمان» می گوید: فکر می کنم دوره اعاده حیثیت از چشم رسیده است.
در این تقابل دوگانه نوشتار / تصویر همواره نوشتار کاری عقلانی و برتر بوده است. برخی منتقدین می گویند رابطه ایندو قیاسی است، یعنی نوشته به تصویر ترجمه پذیر است و بعکس، و بنابراین در قیاس با هم قابل تولید هستند. به عبارتی دیگر، امکان این وجود دارد که یک نظام نشانه ای را به نظام نشانه ای دیگر تبدیل کنیم. دکتر سجودی معتقدند چنین طرز فکری از این پیش فرض ناشی می شود که اول نوشته کتاب تولید می شود و بعد تصویر بدان افزوده می شود و بنابراین افزوده ای بیش نیست. و ضمنا بدلیل همزمانی حوادث در تصویر ، فاقد ساختار روایی خطی است. در پاسخ به این دسته منتقدین باید گفت که تصویر هم می تواند قالب زنجیره ای و روایتی داشته باشد، درست مثل داستانهای کمیک استریپ.
دکتر سجودی بجای دورویکردی نقادی موجود به تصویر سازی، یعنی ترجمه پذیری، و یا نگاه دوقطبی به تقابل دوگانه نوشتار / تصویر، راه حل سومی را ارائه می دهد که آن رابطه تعاملی همپوشانی است: یعنی نوشتار و تصویر می توانند بعنوان مکمل هم رابطه تعاملی پیش رونده داشته باشند و در انتقال مطلب یکدیگر را یاری کنند. از سویی نباید نادیده گرفت که نوشتار ، خود ویژگی دیداری هم دارد. یعنی زبان است، کلام است. و در عین حال نوشته و دیده می شود. پس قابلیت شکل پذیری دیداری هم دارد و هنرمند خلاق می تواند از خود نوشتار برای روایت تصویری استفاده کند.
در واقع نوشته داستان و وجه تصویری آن بطوری در هم ادغام می شوند که در نگاه کودک یکپارچه دیده می شوند.
در ادامه جلسه دکتر سجودی به نمایش دو نمونه کتاب مصور کودک پرداختند که بنوعی تاییدی بر رویکرد تعاملی بودند و جلسه به بررسی نشانه شناختی کتابها و نقش تصویری نوشتار و تعامل نوشته و تصویر در بیان بیشتر و دستیابی به سطوح دلالت زیرین گذشت. در آخر جلسه نیز یک نمونه ضعیف تصویرسازی ارائه شد تا ضعف کتاب و شکاف عمیقی که بین نوشتار و تصویر بود مورد بررسی قرار گرفت که در واقع مثال نقضی برای دو رویکرد نخستین هم بشمار می آمدند.