تبليغاتX
كلك‌پيرا

 

Frailty Film

 

 

اين هفته از سينما ماورا شاهد پخش فيلم سرزمين مجازات بوديم. تقابل هميشگي شر و خير اما اين بار از نوعي ديگر. با ديدن فيلم بلافاصله به ياد تعريف تودوروف (منتقد روايت شناس فرانسوي) از شر و خیر افتادم. او مرز معمول بين اين دو مفهوم را زير سوال مي برد و معتقد است اين دو مفهوم نه تنها در مقابل هم نيستند بلكه بسيار به هم نزديك اند. خير مفهومي انتزاعي ست و  بيشتر اوقات مجريان آن براي اجراي حكم و فرمان متعاليشان هيچ مرزي براي خود قايل نبوده و در اين راه از هيچ كار هول انگيزي ابا ندارند. مدلول متعالي ظاهرا به آنان اختيار تام داده و تنها چيزي كه مهم است اجراي خير است به هر قيمتي. اينجاست كه مسئ‍له خطرناك ميشود و مفهوم خير به شر نزديك ميشود. يعني تمام مفاهيمي كه در حوزه ي شر تعريف ميشوند(همچون قتل و آدم کشی) نه تنها به خدمت گرفته ميشوند بلكه عملي مقدس محسوب ميشوند. در فيلم  مردي ادعا ميكند فرشته اي به او نازل شده و او و خانواده اش را مأمور اجراي حكم پروردگار كرده تا اهريمنان را از بين ببرد اما چگونه است كه اين مامور خير به قاتل خوفناكي تبديل ميشود: پسر بزرگ از همان لحظه احساس خطر كرده و نميتواند ادعاي پدر را باور كند اما بنظر پدر مشكل او فقط اين است كه ايمانش ضعيف است. پدر اظهار ميكند كه فرشته سلاحهاي جادويي برايشان ميفرستد و بيصبرانه منتظر اشاره ي او براي اجراي حكم است. سلاحها همگي سلاح سردند و مخوفترينشان يك تبر است. سپس او دچار شهود ميشود و ليستي را دريافت ميكند كه اسامي اهريمنان در آنست. اما اسمها اسامي افراد واقعي اند. شب بعد او با يك زن كه دست و پايش را بسته به خانه برميگردد و براي بچه ها تعريف ميكند كه چگونه محل زندگي اين اهريمن به او الهام شده و چگونه او را پيدا كرده است. پسر بزرگتر كه از همان ابتدا مخالف پدر است به او التماس ميكند كه اين يك انسان واقعي ست اما نميتواند اورا از انجام عمل وحشتناكش بازدارد و هولناكتر اينكه او اصرار دارد كه پسرها در لحظه ي مجازات حضور داشته باشند يعني  لحظه سرزدن اهريمن با تبر. قتل ها همچنان ادامه دارد تا اينكه شبي پدراز پسر بزرگش  ميخواهد كه تبر را در دست گرفته و حكم را او اجرا كند. اما او فرار ميكند  و تصميم ميگيرد كه اين راز را فاش كند. به اداره ي پليس ميرود ولي كلانتر حرفهايش را باور نميكند اما وقتي به اصرار او به خانه شان ميرود و ميخواهد خانه را بازرسي كند پدر او را ميكشد. خنده دار اينست كه پدر به گريه ميافتد و پسرش را به اين دليل كه اورا مجبور به قتل كرده نفرين ميكند چون كلانتر اهريمن نبود و اين اولين باراست كه او آدم كشته است اما خود را قانع میکند كه براي ادامه ي مامریت مقدس لازم بود. او براي مجازات پسرش و زنده كردن ايمانش(چون فرشته گفته كه او نیز يك اهريمن است) هفته ها اورا بدون غذا زنداني ميكند و هر از چندي به او سرزده و ميپرسد كه آيا خدا با او صحبت كرده يا فرشته به ملاقاتش آمده و پسر سرسختانه جواب ميدهد"خداي تو نه!" تا اينكه به مرز جنون ميرسد و تسليم ميشود اما وقتي پدر تبر را به دستش ميدهد تا حكم را اجرا كند او به جاي كشتن اهريمن پدرش را ميكشد و به کابوس زندگی اش خاتمه میدهد. برخلاف او برادر كوچك كه از همان ابتدا شيفته عملیات  قهرمانانه ي پدر است كار ناتمام پدرش را تمام ميكند و پس از كشتن اهريمن قول ميدهد تا راه او را ادامه دهد و برادرش را بكشد چون بدون ترديد او هم يك اهريمن است! فيلم به زیبایی  مفاهیم خير و شر را واسازي كرده و مفاهيم متعالي را زير سوال ميبرد و نشان میدهد که چگونه مرزهای اندو گاه آنچنان نامحسوس درهم ادغام میشوند که تشخیص شان از یکدیگربسیار مشکل است. پيشنهاد تودوروف جايگزيني "خوبي "بجاي" خير" است چون خوبي معنايي ملموس وعيني دارد و امكان انحراف كمتر است. از طرفي طغيان پسر بزرگ و مطيع بودن پسر كوچك خود نشانگر دو نوع تفكر در مقابل مدلول هاي متعالي ست كه به نوبه ي خود جاي تامل است : آنهايي كه همواره شك دارند و به راحتي در  ايد‍‍ئولوژي ذوب نميشوند در مقابل افراد بسيار تاثير پذير كه چشم و گوش بسته مهره هاي سر سپرده ميشوند . تعاريف و مرزهايمان را بايد مرور كنيم و بيشتر بيانديشيم.  

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 14:3  توسط   | 

فهرست برنامه های آبان ماه فرهنسگتان هنر در روزهای باقی مانده:

چهارشنبه ۱۷/۸     فضاسازی سوره های قران کریم ساعت ۸ تا ۱۶

شنبه ۲۰/۸           تخیل هنری از منظر ژاک لاکان  (دکتر شیده احمدزاده) ساعت ۱۷ تا ۱۹

یکشنبه ۲۱/۸        هنر سورئالیستی و نسبت آن با انسان شناسی (دکتر ناصر فکوهی)  ۱۷ تا ۱۹

سه شنبه ۲۳/۸     جایگاه هنرهای تزئینی ایران در گرافیک معاصر (دکتر محمد خزایی) ۱۷ تا ۱۹

چهارشنبه ۲۴/۸     فضاسازی سوره های قران کریم ساعت ۸ تا ۱۶

                          مبانی نشانه معنا شناختی گفتمان هنری (۱۰ جلسه دکتر شعیری - جلسه اول)   

                          ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰

                          بررسی وضعیت انتشار آثار نمایشی طی دهه اخیر ۱۷ تا ۱۹  

پنج شنبه ۲۵/۸      تاریخ معماری و شهرسازی بر مبنای یافته های میراث فرهنگی ساعت  ۱۰ تا ۱۶

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 10:1  توسط فرزانه دوستی 

تودوروف را ديدم. جالب تر از عكسهايش بود و سرزنده تر و خيلي باذكاوت برعكس ظاهر پير و خرفي كه از موسفيدها انتظار داريم...چشمهایش آبی عمیق و دریایی داشت...

نگاهش سرشار از تجربه بود و پاسخهاي پرطمانينه و خنده هاي معني دارش به سوال هاي ابلهانه پرسشگران كه نشان دادند اساس كارش و ابتدايي ترين مفهوم سخنراني اش را نفهميده اند و جاهلانه مفهوم عملگرانه خير و شر او را با مفاهيم عالي فرامين اسلامي و قوانين اسلام مقايسه مي كردند نشان مي داد كه به اين گونه تجاهل ها عادت دارد ... اما چشمهايش می نمودند كه در دل مي گويد «يكي بگه من اينجا چيكار مي كنم!؟»

 

تودوروف در مقاله روز دومش به ساختارشكني دو مدلول عالي خير و شر پرداخت (كاري كه از يك ساختگرايي پيشين انتظار نداشتم. بنظرم گذشت زمان و تجربه دنياي پست مدرن تودوروف را هم به بيماري واسازي مبتلا كرده است . و چه گوارا زهري است اين ساختارشكني!!!)

 

همانطور كه گفتم، تودوروف دو مفهوم تقابلي عالي خير مطلق و شر مطلق را كه ما معمولا در مقابل هم و به عنوان دو نيروي پيش برنده جهاني تصور مي كنيم كه در نبرد ابدي با يكديگرند در نتيجه تجربيات خود و مطالعه جنگهاي داخلي فرانسه – تجربه اش با زندانيان فرانسه و ...به دو سطح تقسيم كرد: خير در مفهوم انتزاعي و مطلق آن . و خوبي كه مفهومي است عملي و در سطحي پايينتر. وي ضمن آوردن مثالهاي گوناگون كوشيد به ما مطلق پسندان نشان دهد كه خير مفهومي است انتزاعي و عالي و جامع . مفهومي كه با همه تعالي خود كاملا غير انساني است چون نه تنها در آن انسان جايگاهي ندارد بلكه نام برتر و مقدسي است كه به خاطر آن بسياري كشتن بسيارانسانها حلال مي شود . و دقيقا اينحاست كه خير مطلق به شر مطلق تبديل مي شود. چه هيچ جنايتكار جنگي يا حتي شورشي و استقلال طلبي بنام شر – كه به نام خير – به آدم كشي جسارت نمي كند. چون هدف متعال و غايي خير او را مجاز به انجام هر شري مي كند.

اين در حالي است كه مفهوم خوبي در حد انساني و كوچك آن شايد ناب ترين رفتار انساني باشد كه عاري از هر نوع شري است ...

 

اما جدا از سخنراني او نگاهش به زندگي را از همه بيشتر دوست داشتم . تودوروف در پاسخ به پرسشگري كه نظر او را درباره ژان ژل سارتر و گفته او كه انسان محكوم است به انتخاب و حتي اگر انتخاب نكند باز هم محكوم به آن بوده است، چنين گفت:

«من كاملا با نظر سارتر در اين باره موافقم. اما فكر نمي كنم اين محكوميت جنبه انسانيت انتخاب را جريحه دار كند. من در بلژيك و در شرايط فشار ايدئولوژيكي بزرگ شدم كه هر روزه شعارهاي ايدئولوژيك خود را در بلندگو ها در سرمان فرياد مي كردند. و اين برنامه هرروزمان بود. اما من تسليم نشدم و انتخاب خود را كردم و از آن جو فشار و تحميل به فرانسه پناه بردم و راه انتخابم را پيش گرفتم. نمي گويم كه از آن به بعد انسانس آزاد بودم . كه حتما با رفتن به فرانسه و شايد همين الان در دام ايدئولوژي ديگري گرفتار آمده ام. اما مهم اين است كه اين نتيجه انتخاب من بوده است و مسئوليت آن را مي توانم بپذيرم»

 

آخ كه چقدر به تودورف غبطه خوردم!!!

 

افسوس که حضور تودوروف بزرگترین منتقد فرانسه در ایران - که شاید اهمیتش در دنیای فرهنگ و ادب کمتر از رئیس جمهور هایی بی ریختی نباشد که هر روز در بوق خبری اند - هرگز در رسانه های ما بازتاب پیدا نکرد . و آنچه در روزنامه ها یا در سایتها نوشته شد هرگز در خور شان او نبود.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 18:47  توسط فرزانه دوستی  | 

HOME
.jpg" border="0">
ABOUT EMAIL کارنامک حآمیم: مشق شعر کلک پیرا: تاملات ف دال درباره ادبیات، هنر، نقد و جهانی که دارد کوچک می شود تصویرسازی، نقاشی، و عکاسی های ف دال THRESHOLD QUARTERLY Venus and Adonis

همه حقوق اين وبلاگ متعلق به ف. دال و کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع ممكن است .

All Rights Reserved 2005-2008 © by Farzaneh Doosti outsider.blogfa.com